حكيم ابوالقاسم فردوسى

635

زگفتار دهقان ( شاهنامه فردوسى به نظم ونثر ) (نگارش اقبال يغمائى) (فارسى)

پادشاهى شيرويه ( قباد ) چون خسرو پرويز پس از سى و هشت سال پادشاهى به دست پسرش از تخت به زندان افتاد ، بزرگان و سران سپاه بر شاه نو آفرين كردند . شيرويه دو تن از بخردان را به تيسفون نزد پدرش فرستاد و به او پيغام داد : تو بادافره ايزدى يافتى * چو از نيكويى روى برتافتى دگر آز بر تو چنان تيره گشت * كه چشم خرد مر ترا خيره گشت ز بيچارگان خواسته بستدى * ز نفرين به روى تو آمد بدى ز يزدان شناس آنچه آمدت پيش * بر انديش زان زشت كردار خويش پاسخ فرستادن خسرو پرويز قباد را خسرو در پاسخ پسرش نوشت : تو بدمنش و مهربان سوز و خود مرادى . اكنون كه ناسزاوار پايگاه يافته‌اى از فرزانگان و دانايان راه مهترى بياموز . مرا گفتى كه از بيچارگان خواسته ستانده‌ام ، نه چنين است كه پنداشته‌اى . من از كسانى باژ و ساو گرفته‌ام كه به دادن آن توانا بوده‌اند . اكنون كه جهان آفرين داور داد و راست بر من اين زندگى پسنديده است هرگز غم نمىخورم و دل نمىبازم و چون به كوشش از اين تنگنا راه گذر و گريز نمىبينم به رضاى يزدان رضايم . نادان ترين مردمان كسى